چنین حملاتی سوال برانگیز شده اند. مسائل بسیاری در مورد این حملات بی جواب مانده اند و پرونده های این حملات خیلی زود بسته شدند. روند رسیدگی به این حملات این سوال را بوجود می آورد که چه کسانی در حوادث اینچنینی برنده و چه کسانی بازنده هستند؟...

روز چهارشنبه سه مرد کاملا مسلح به هفته نامه فکاهی شارلی ابدو درپاریس حمله کردند. این نشریه شهرت خود را از انتشار کاریکاتورهایی درمورد مذاهب به ویژه اسلام و شخصیت های سیاسی کسب کرده است.این حمله در روز روشن رخ داد و ۱۲ نفر در آن کشته وهشت تن دیگر زخمی شدند. پوشش خبری رسانه ها از این حمله چندان تعجب آور نبود. در تیترهمه رسانه ها عنوان «تروریسم» به شدت به چشم می خورد. بی بی سی گزارش خود از این حمله را تحت عنوان «تروریسم بی سابقه» ارائه و اعلام کرد:«فرانسه تاکنون با تروری اینچنینی مواجه نشده بود.» دبیران خبر در نیویورک تایمزاز این حمله تحت عنوان «کشتار جمعی ناشی از نفرت» یاد کردند و آن را اقدامی تروریستی خواندند.

وال استریت ژورنال نوشت:«کشتار جمعی روز چهارشنبه یادآور این مطلب بود که جهادگرایی و افراطی گرایی اتفاقی مختص منطقه خاورمیانه و سرزمین های دورنیست. حملات بیشتری درتلاش برای کشتار جمعی صورت خواهد گرفت و مقامات در آمریکا و اروپا می بایست امکان بازرسی و تحقیقات گسترده برای شناسایی برنامه ریزان این حمله را داشته باشند.

لس آنجلس تایمز نوشت: «تروریست ها در پاریس آزادی بیان را هدف قراردادند و ما باید از آن دفاع کنیم.» فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه این حمله را «یورش به آزادی بیان و روح جامعه» توصیف کرد وگفت: «امروز همه ملت فرانسه هدف قرار گرفتند.» طبق بیانیه منتشر شده از سوی کاخ سفید، اوباما در تماس تلفنی با اولاند با وی ابراز همدردی و تصریح کرد: «آمریکایی ها در کنار مردم فرانسه خواهند ایستاد.»

شارلی ابدو در سال ۲۰۰۶ کاریکاتورهای بحث برانگیزی از حضرت محمد (ص )پیامبراسلام را مجددا منتشر کرد. این کاریکاتورها در ابتدا توسط روزنامه ای دانمارکی منتشر شده بودند. درتاریخ دوم ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ پس از انتشار ویژه نامه ای توسط شارلی ابدو، به دفتر این نشریه حمله و وب سایت آن هک شد. در این ویژه نامه کاریکاتوری از پیامبر اسلام به عنوان تصویر روی جلد مجله قرار گرفته بود.

فرانسه

طبق گزارش های منتشر شده در روز چهارشنبه، حمید مراد یکی از مظنونین وارد پاسگاه پلیس واقع در ۱۴۵ مایلی شمال شرقی پاریس شد و خود را تسلیم کرد. در مورد اینکه مراد چطور به این پاسگاه رسیده بود، هیچ توضیحی داده نشد. این مسئله که آیا وی در حمله دست داشت و یا اینکه وی بخشی از نقشه عملیات ایذایی بود نیز مشخص نیست. پلیس دو مظنون دیگر در این حمله را نیز شناسایی کرد: سعید و شریف کواشی که هر دو ساکن پاریس بودند.

همه این ها در حالی اتفاق افتادند که تحقیقات برای شناسایی مظنونین حملات اینچنینی عموما مدت زمانی طولانی وقت می برد. مظنونین عموما داوطلبانه خود را به پلیس تسلیم نمی کنند. معمولا هفته ها طول می کشد تا پرونده قضایی علیه مظنونین تشکیل شود.

به گزارش رویترز، یکی از مظنونین از روی کارت شناسایی وی که در یک خودروی رها شده جا مانده بود، شناسایی شد. شریف در سال ۲۰۰۵ به جرم همکاری با «نهادی تروریستی» به مدت ۱۸ ماه زندانی شده بود. ظاهرا وی قصد داشته با پیوستن به نیروهای فرانسوی به عراق رفته و با نیروهای آمریکایی مبارزه کند؛ اما پیش از سفر به عراق برای پیوستن به جنگجویان، دستگیر شده بود.

حمید مراد در هیچ یک از تصاویر تلویزیونی در پوشش خبر حمله به نشریه دیده نشد و هنوز مشخص نیست که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در این حمله دست داشته است یا خیر؟!

 تاکنون هیچ شخص یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است، اما به گفته یکی از شاهدان عینی، یکی از حمله کنندگان پیش از اینکه سوار خودروی خود شود فریاد زده است «به رسانه ها بگویید ما از اعضای القاعده در یمن هستیم.»

خبرگزاری فرانسه گزارش داد نیروهای نظامی بلافاصله پس از حمله در همه شهر مستقر شدند و همه ایستگاه های خطوط ریلی و ساختمان های رسانه را تحت پوشش قرار دادند. اتفاقات روز چهارشنبه بیشتر یادآور حمله روز ۱۱ سپتامبر در آمریکا بود. برنامه ای که با هدف تغییر نظام جهانی و پیشبرد برنامه های سلطه بیشتر در جهان، به اجرا گذاشته شد. مقامات آمریکا در کوتاه ترین زمان ممکن حمله کنندگان یازدهم ماه سپتامبر را شناسایی کردند. اف بی آی به دروغ اعلام کرد محمد عطا کیف دستی حامل شواهدی دال بر مشارکت القاعده در این حمله را در صحنه جا گذاشته است. اما چه کسی تاکنون شنیده است افرادی که در حملات تروریستی دست دارند مدارک مربوط به مشارکت خود را در چنین حملاتی همراه خود به صحنه جرم ببرند و یا در آنجا جا بگذارند؟! با این حال، مقامات فرانسه ادعا کردند یکی از حمله کنندگان کارت شناسایی خود را در خودرویی در نزدیکی محل حادثه جا گذاشته است.

حملات ایذایی و یا حمله با هدف متهم کردن دیگران، به نوعی سنت قدیمی آمریکا محسوب می شود. نمونه آن حمله یازده سپتامبر بود که جنگ های امپریالیستی علیه افغانستان، عراق، بخش هایی از پاکستان، لیبی و سوریه را در پی داشت. در ماه آوریل سال ۲۰۱۳، شواهد کشف شده حاکی از دست داشتن تروریسم داخلی در بمبگذاری بوستون بودند.

کشورهای اروپایی نیز دلایل خاص خود را برای مشارکت در اقدامات اینچنینی دارند. آن ها با تمایل واشنگتن برای سلطه جهانی همراه شده اند و به دلیل موجهی برای جنگ های امپریالیستی نیاز دارند. از سوی دیگر، برای سرکوب آزادی های داخلی چه راهی بهتر از ایجاد رعب و وحشت از گروه های افراطی می تواند وجود داشته باشد؟!

در ماه مارس سال ۲۰۰۴، بمبگذاری در قطاری در مادرید سه روز پیش از انتخابات عمومی در اسپانیا رخ داد. القاعده مسئول این بمبگذاری شناخته شد، اما هیچ سند و مدرکی برای این مسئله وجود نداشت. در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۵ نیز بمبگذاری های مشابهی در لندن رخ داد.

چنین حملاتی سوال برانگیز شده اند. مسائل بسیاری در مورد این حملات بی جواب مانده اند و پرونده های این حملات خیلی زود بسته شدند. روند رسیدگی به این حملات این سوال را بوجود می آورد که چه کسانی در حوادث اینچنینی برنده و چه کسانی بازنده هستند؟

حملات به کشورهای خاورمیانه و درگیری ها در همه عواقب حملاتی بودند که به القاعده و گروه های افراطی نسبت داده شدند و هیچ شواهد و مدارکی دال بر دست داشتن این گروه ها در این حملات در دست نبود. اکنون باید دید برنامه ریزان اصلی حمله روز چهارشنبه در پاریس چه هدفی را دنبال می کنند. شاید نیروهای عملیاتی سیا قصد داشته باشند برنامه مشابهی را نیز در آمریکا پیاده کنند...

شاید همه این حملات در تلاش برای از بین بردن آزادی عمومی صورت گرفته باشند و یا شاید هدف از حمله در پاریس همانند حملات قبلی، شروع جنگ دیگری توسط ناتو و به رهبری آمریکا در خاورمیانه باشد.